سلام سلام
سلام بهونه ی قشنگ من برای زندگی
آره بازم منم همون دیوونه ی همیشگی
بعد رفتنت عزیزم دوتا قناریا جفتشون باهم مردن
امروز 10/3/1387 آره سالروز به دنیا اومدنم یا همون روز تولدمه
روز تولد یادته پارسال همین موقع اولین و تنها کسی که بهم تبریک گفت
تو بودی اونم چه تبریک گفتنی می دونم که یادته
نمیدونم از کجا شروع کنم ، نمیدونم چی بگم ، چی باید بگم
اولا که آرزو می کنم هرکجا که هستی به پای هرکی که نشستی خوب
و خوش و سلامت و روزگار هم به کامت باشه حال منم اکه می خوای
به قولی رنگ گل های قالیه جات عتو صحن چشام بدجوری خالیه
با اینکه رفتی اما هنوزم از داغ عشقت دارم می سوزم
فکر و خیالت همش باهامه هرجا که می رم جلو چشامه
دلم می خواد تا دووم بیارم رو درد دوریت مرهم بزارم
اما نمی شه راهی ندارم نمی تونم من طاقت بیارم

آره عزیز مهربون بعد رفتنت نمی دونی چه خاکی بر سرم شد باور نمی
کنی می دونم فقط خداست که از راز دلم و حال و روزم خبر داره ولی
بدون با رفتنت دنیا رو رو سرم خراب کردی دیگه امیدی به ادامه ی
زندگی ندارم نه دل و دماغ درس خوندن دارم نه حال و حوصله ی زنده
بودن از همه یآدما متنفر شدم از همشون بدم میاد احساس می کنم
همشون یه جورایی می خوان بهم خیانت کنن همشون از پشت بهم
خنجر می زنن ولی فرق خنجر اونا با خنجر تو در این بود که خنجر
تودرست خورد وسط قلبم
یادته همه چی از همین جا شروع شد تاریخش هم یادمه 25/6/85
عجب روزی بود
می دونم که کلا فراموشم کردی یا شایدم من خیالبف بودم و احساس
کردم که یه زمانی تو قلب تو جایی داشتن نمی دونم رویا بود خواب بود
هرچی که بود خیلی برام شیرینه اینقدر برام با ارزشه که هر وقت
بهشون فکر میکنم حسابی گریم می گیره خوبیش اینه که با گریه کردن
یه جورایی سبک می شم می دونی من تو زندگیم خیلی مشلات رو
تحمل کردم با خیلی سختی ها جنگیدم خیلی حرفارو تو دلم جا دادم
ولی تو ،تو با همشون فرق می کنی
شب ها هروقت بهت فکر می کنم به یاد اون شب ها می افتم به یاد
اون حرفا می زنم زیر گریه چون دیگه کاری از دستم بر نمیاد می دونی
فکر نکنم تو این دنیا آدم بدشانس تر از من هم پیدا بشه اگه شانس
داشتم الان دیگه تو این دنیا نبودم که با خوندن شعرات شعرایی که
برای من سروده بودی اینقدر از خودم متنفر بشم که روزی هزار بار از
خدا طلب مغفرت کنم که چرا با احساساتت بازی کردم ولی چیزی که
هست و خدا هم خودش می دونه اینه که من از همون اول می
دونستم که در حد و اندازه های تو نیستم و به قولی لیقت تورو ندارم
بهت هم گفتم چند دفعه یادته؟ یادته بهت می گفتم تو فرشته ای ولی
باورت نمی شد فکر می کردی دارم باهت شوخی می کنم نه واقعیت
رو می گفتم تو یه فرشته ای که میون آدما هستی فقط خودت باور
نداری آره فرشته کوچولو کسی که عاشقت شده بود و هست و خوتاهد
بود برای تو خیلی کم بود ولی آخه بی انصاف من که گفتم لیاقتت رو
ندارم ولی تمام سعی و تلاشمو می کنم که به جایی برسم که بتونم
لایقت بشم بهم فرصت دادی خیلی زیادم ولی ولی افسوس و صد
افسوس که من نتونستم اونی بشم که می خوای
خیلی دلگیرم از دست روزگار خیلی روزگاری که تورو تو زندگی من آـورد
ناخواسته و ناخواسته هم تورو از زندگیم برد بیروون آره این روزگار
لعنتی فقط خواست منو داغون کنه که این کار رو کرد زندیگیم رو از هم
پاشون نمی دونم چه تقدیری بود .........
گفتم بدشانسم باورت نمی شه اگه یه کمی خوش شانس بودم الان
دیگه اینجا نبودم که اینارو بنویسم که بنویسم در حسرت دیدنت می
مونم در حسرت شنیدن دوباره صداتم الان اون دنیا بودم و با خیال راحت
می تونستم سیر سیر نگات کنم ولی مطمعن باش نمی زارم زیاد آرزو
به دل بمونم همین روزا دیدی.....
از اون روزی که بهم گفتی فراموشت کنم نمی دونم چه حالی دارم
همش مثل دیوونه ها شدم یا یه جورایی روانی همش دارم این ترانه ها
رو گوش می دم:
نه باورم نمی شه که تو منو از یاد ببری
تولدم شد بی وفا از تو نیومد خبری
چشمای من خشک شد به در، حالا کی بی وفاتره
دلم و پرش دادم ولی دیگه واسم نمی پره
اینو بدون دستای من گرمی دستاتو می خواد
تورو به عشقمون قسم اون روزا رو یادت بیاد
حتی دیگه خدامونمک به دادمون نمی رسه
گریه نکن اگه دیگه دستمون به دست هم نمی رسه
تورو خدا بهش بگید صبر منم سر اومده
خدا به من بگو چرا خوشی به من نیومده
بهش بگبن سراغشو از کس و ناکس می گیرم
بهش بگین اگه نیاد تو انتظارش می میرم
چرا نگاه اون چنگی به دل نمی زنه
میگن یکی تو قلبشه جونم و آتیش می زنه
فقط خدا ازت می خوام دست توی دستاش بزارم
جز آرزوی دیدنش هیچ آرزویی ندارم
ببخش اگه قسمت نشد دست توی دستات بزارم
یا سر رو شونت بزارم اسم تورو صدا کنم
تو هم منو بزار برو اما بدون رسمش نبود
جز تو آخه کی رو دارم دلیل رفتنت چی بود
اون که نخواست پیشم باشی خودش باید صبرم بده
خدا گرفتی عشقمو جواب قلبمو بده
فقط خدا ازت می خوام دست توی دستاش بزارم
جز آرزوی دیدنش هیچ آرزویی ندارم![]()
جز آرزوی دیدنش هیچ آرزویی ندارم![]()
جز آرزوی دیدنش هیچ آرزویی ندارم![]()

ای کاش قطره ی اشکی بودم ، از چشمانت جاری می شدم و در گونه هایت
می غلتیدم و روی لبانت می مردم ....
من امشب درس غم را از لب پیمانه می خوانم
سرود گریه ام را با دل دیوانه می خوانم
من امشب تا سحرگاه می نشینم در دل شب
غزلهای غم خود را یک به یک مستانه می خوانم.
غم امشب هر چه می گوید حقیقت دارد
نه او افسانه می گوید ، نه من افسانه می خوانم....

لحظه ی سخت رفتنت هیچی تو قلب من نبود
نگاه آخرین تو شعر جنونم رو سرود
از التهاب بی کسی پناه آوردم بجنون
زندگی زندون و بس وقتی نباشه همزبون
خواستم فراموشت کنم اما خیالت نمی زاشت
به غیر دیوونه شدن راهی جلو پام نگذاشت
منو هرگز نبخش ای مهربونم
همیشه بد بودم اینو خوب می دونم
بهنره نشناسی منو ،من که با تو بد بود
تنها از عشق و عاشقی شکستنو بلد بودم
لایق بودنت نبود قلب حقیرم می دونم
حقمه تا آخر عمر تنهای تانها بمونم
منو هرگز نبخش ای مهربونم
همیشه بد بودم اینو خوب می دونم![]()
همیشه بد بودم اینو خوب می دونم ![]()
همیشه بد بودم اینو خوب می دونم![]()
به هر حال دیگه کار از کار گذشته
ولی به قول ... گفتنی یه چیز می گم خدا منو ببخشه
اگه با اون نشد منتظرم برگردی
مطمعن باش از علاقم به تو چیزی کم نشده هیچ عشقم بهت چند صد برابر شده
یاد و خاطرت همیشه تو قلبم زندس البته اگه من زنده باشم
بیخیال این حرف
برات بهترین ها رو آرزو می کنم و از خدا می خوام فرشته کوچولوشو همیشه خوشحال نگه داره برات آرزوی خوشبختی و سعادت می کنم با هر کی که شد فقط بدون که اگه قرار باشه من زنده بمونم فقط و فقط به عشق تو بس
تو مرا باور نکردی در هجوم بی کسی ها
سایه ی امن تو بوده مرهم دلواپسیها
جفت عاشق ، جفت تنها توی آسمون زیاده
تو سوار اسب امید ، ولی من پای پیاده
فصل ما خزون نمی شه ، بی تو دل جوون نمی شه
واسه ی یه کفتر تنها هیچ جا آشیون نمی شه

دلم گرفت ای هم نفس ، پرم شکست تو این قفس
تو این غبار ، تو این سکوت ، چه بی صدا ، نفس نفس
از این نامهربونی ها دارم از غصه می میرم
رفق روز بنهایی ، یه روز دستاتو می گیرم
تو این شبه گریه می تونی
پناه هق هقم باشی
تو ای همزاده همخونه
چی می شه عاشقم باشی
دوباره من
دوباره تو
دوباره عشق
دوباره ما
دو هم نفس
دو همزبون
دو هم سفر
دو هم صدا
تو ای پایان تنهایی
پناه آخر من باش
تو این شب مرگی پاییز
بهار باور من باش
بزار با مشرق چشمات
شبم روشنترین باشه
می خوام آیینه ی خونه
با چشمات هم نشین باشه

خبر بد زود شنیده می شه
منو فراموش می کنی نمی گی
عکس هایی که پیش من مونده و
نامه هایی که پیش من مونده رو نمی خوای
ناراحت نباش دردانه ام
دیگه سر راهت ظاهر نمی شم
آخرین باره که برات نامه می نویسم
حاطره هایت برایم بس است
فراموش نکن دنیا فانی است
خدایی که جان را داده آن را پس می گیرد
من چطور می توانم تو را فراموش کنم
مادامی که روخ از بدنم جدا شود
یک گل خشکیده بین نامه هایت پیدا کردم
تنها آن را نگه می دارم
آن را هم برایم زیاد نبین
زیباترین عشق ها را در این سال ها گذرانده بودم
هر ترانه ی غمگینی
تو را به یادم می آورد
شکسته پر و بالم
نه مکانی دارم و نه وطنی
به غربت افتاده راهم
مثل پرنده های بی آشیانه
ای سرو قامت من
به خاطر تو
به این سرنوشت تن داده ام
اگر خداوند این طور سرنوشتم را قرار داده باشد
بهتر است که بروم زیر خاک سیاه
من چطور می توانم تو را فراموش کنم
مادامی که روح از بدنم جدا شود
خوبین دوست جووووووووووونا
آخ آخخخخخ داشت یادم می رفت
راستی راستی راستی
![]()
عیدتون مبارک![]()
![]()
صد ویه سال و خورده ای به این سالها![]()
احوال شما
خوبین خوشین سلامتین و ..........
بعد مدت ها اومدم تو بلاگفا و میخوام به مناسبت سال نو منم یه خونه تکونی بکنمو یه آپ جدید بزارم
سالی که داره میگذره و آخراشه همین سال ۸۶ برای من که یکی از بهتریین سال های عمرم بود البته به علاوه ی چند ماهی هم از سال ۸۵ خلاصه خیلی خوش گذشت جاتون خالی دیگه البته اینم بگم که همش اونطوری که میخواستم نبود و به قول بچه ها گفتنی نوسان زیاد داشت ولی خوب من فقط خوبیهاشو با خودم نگه میدارم و بدیهاش که نه بدیهای روزگارو هم میدم به دست باد البته اگه شانس داشته باشم و گردباد نباشه که دوباره برای خودم بیارتشون![]()
نمیدونم برای شما چطوری گذشت ولی خوب برای من که مثل یه رویا بود که امیدوارم تو سال جدید هم این رویا ادامه داشته باشه خلاصه اگه خوش گذشته که آرزو می کنم که سال ۸وهفت هم همونطور باشه و بهترترتر
اگرم اونطور که میخواستین نبوده امیدوارم تو سال جدید جبران بشه براتون![]()
![]()
در اینجا میخوام یه تشکر خیلی خیلی ویژه داشته باشم از همه ی دوستان و عزیزانی که تو این مدت که وبم درس شده تنهام نزاشتن و با نظرات و کامنتای قشنگشون همیشه پشتیبانم بودن سپاس گذاری کنم و اگرم کمی کاستی چیزی بوده اگه نتونستم از وب قشنگتون دیدن کنم دیر اومدم مقصر من نیستم مقصر بلاگفاست
نه جدی حلال کنین دیگه خدا بخواد تو سال جدید جبران می کنم
در پایان هم سالی خوب وپر از سلامتی و خیر و برکت و بردباری و خلاصه خیلی چیزای دیگه براتون آرزو میکنم و امیدوارم در کنار خونواده و جی اف و بی اف هاتون
سال خوبی داشته باشین
بازم
![]()
![]()
عیدتون مبارک![]()
![]()
![]()
حالا اگه اجازه بدین یه خورده حرفای خودمونی با خودش![]()
سلام عزیزترینممممممممم
خوبی گلم
چیکارا میکنی خوش میگذره
خیلی بی وفا بودی ولی نه الان بهتر شدی![]()
نمیدونی چقدر شده تنگ دلم برات
بازم از اوون جمله های ناب خودم
گفتی میخواین برین مسافرت نه فک کنم الان تو راهین دیگه خوب به سلامتی خوش بگذره جای ما رو هم خالی بزار![]()
ولی تو این مدت تکلیف من چیه من باید چیکار کنم ولی نه یه راهی برای پر کردن این دوری هست اگه گفتی چیییییییییییی؟
خوب معلومه همون تلیفووون همراه یا به قول با کلاسا مووووبایل آره ولی اگه آف نباشه یعنی نمیتونه آف باشه چون در این صورت خفت میکنم ولی آخههههههه دلمم نمیاد
بیصبرانه که نه ولی یه چیزی تو همین مایه ها منتظر تماست هستم البت اگه فراموش نشویم ![]()
خوبل دیگه برا امسال کافیه خیلی زر زدم تا سال بعد دستامم دیگه توان تایپیدن نداره
و اما در پایان.............
میدونم که میدونی که میدونم که مطمعنی که خیلی دوست دارم ولی بازم
وری وری وری بازم خیلی ![]()
آی لاو یو ![]()
![]()
اینم چند تا جمله ی عییشقولانه تقدیم به خوده خوده خودت![]()
سلام عزيز مهربون اجازه هست بشم فدات...؟ اجازه هست تو شعر من اثر بذاره خندهات...؟ شب كه مياد يواش يواش با چشمك ستاره هاش اجازه هست از آسمون ستاره كش برم برات..؟ اجازه هست بياي پيشم يه كم بگم دوست دارم؟ تو هم بگي دوسم داري بارون بشم دل ببارم بريم تو باغ اطلسي بي رنج و درد بي كسي بهت بگم اجازه هست گل روي موهات بذارم اجازه هست خيال كنم تا آخرش مال مني..؟ خيال كنم دل منو با رفتنت نمي شكني
تقصير دلم چيست اگر روي تو زيبا ست حاجت به بيان نيست که از روي تو پيدا ست من تشنه ي يک لحظه تماشاي تو هستم افسوس که يک لحظه تماشاي تو رويا ست
گوشهايت پرسيدند بگو نديدمش .. اگر دستهايت لرزيدند بگو به خاطر سردي هواست .. اگر پاهايت سست شدند بگو به خاطر ضعف است .. ولي اگر دلت لرزيد دست كم با خودت رو راست باش و نگو كه دوستش نداري
هرگز متنفر نشو حتي از اون کسي که دوستش داشتي ولي حالا نداري 2) بسيار بخند حتي براي کسي که در بغلش گريه کردي 3) هميشه لبخند بزن حتي به کسي که ازش متنفري 4) نگران نباش حتي اگر ديدي دست رفيقت تو دست ديگريه 5) از ديگران کم انتظار داشته باش 6) ساده زندگي کن 7) دوست خوبي داشته باش چون تنها دوسته که برات مي مونه
تو حسرت ِ نگاتن ، پنجره ها ی دلتنگ
همنفس ی صداتن ، قناریای خوشرنگ
خورشید ماه مهری ، نارنجی و طلایی
زردی عطر لیمو ، تلخی آشنایی
چشمای جاده گریون ، صورت ی کوچه خیسه
ستاره تا ستاره ، شب از تو می نویسه
من بودم و تو بودی ، پرنده بود و پرواز
غزل ترانه می شد ، تو کوچه باغ آواز
.jpg)
اول ببانگ نای ونی آرد بدل پیغام وی
وانگه بیک پیمانه می با من وفا داری کند
دلبر که جان فرسوده ازو کام دلم نگشود ازو
نومید نتوان بود ازوباشد که دلداری کند
گفتم گره نگشوده ام زان طره با من بوده ام
گفتامنش فرموده ام تا با تو طراری کند
پشمینه پوش تند خواز عشق نشنیدست بو
ازمستیش رمزی بگو تا ترک هشیاری کند
چون من گدای بی نشان مشکل بودیاری چنان
سلطان کجا عیش نهان با رند بازاری کند
زان طره پر پیچ وخم سهلست اگر بینم ستم
از بند وزنجیرش چه غم،هرکس که عیاری کند
___...
با چشم پر نیرنگ او حافظ مکن ،اهنگ او
کان طره شبرنگ او بسیار طراری کند
واندیشه فردات بجز سود نیست
ضایع مکن یکدم ار دلت شیدا نیست
کاین باقی عمررا بهانه پیدا نیست
Why My Heart Cannot Forget Your Eyes.......
من دیوونم
یه دیوونه که عاشق رفاقته
عاشقی حالا دیگه ساده شده برای من یه عادته
کار عاشقی تو این زمونه وای
یه مدل رقابته
حرفای ظاهری ما آدما
مثل یک شکایته
قصه عشق ما هم
حکم یک حکایته
مامانم میگه که عشق عاشقا
روایته حسادته
حالا من هر چی بگم کی باورش شد سادگی
آخر دلدادگی
بخت بد بیچارگی
لذت آزادگی
چی بگم میگم بازم من دیوونم
یه دیوونه که پر زده
رفته به شهر و دیار عاشقا
اتفاقی اونا رو دیده به اونجا سر زده
عاشقی دیده که معشوق بغل دستیش و آروم تک زده
وای که قلبش واسه پاکی دلها لک زده
میگه یک عاشق دیوونه تر از خودش بوده
که به چشماش قاب شک و پک زده
یه عزیز دردونه چند وقته غریب
دل و قلبش جفت با هم ترک زده
بذارین آخر قصه رو بگم
بگذرم از